X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی






















ناله های بیصدا

در این وبلاگ برای هیچکس نمی نویسم برای دل خود می نویسم شاید گره از بغضش بگشایم

غم که از راه رسید  

در این سینه  براو بازمکن 

نه تو می مانی  

نه اندوه 

و نه هیچ یک از مردم این آبادی 

به حباب نگران لب یک رود قسم  

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت  

غصه هم خواهد رفت  

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند 

لحظه ها عریانند 

به تن لحظه خود  

جامه اندوه مپوشان هرگز 

تو به آئینه... نه آئینه به تو خیره شده است  

تو اگر خنده کنی  

او به تو میخندد 

واگر بغض کنی  

آه از آئینه دنیا که چه خواهد کرد 

گنجه دیروزت  

پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف 

بسته های فردا  

همه ای کاش ای کاش 

ظرف  این لحظه ولیکن خالیت  

ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد شد 

غم که از راه رسید  

در این سینه بر او باز مکن  

تا خدا یک رگ گردن باقیست  

تا خدا مانده  

به غم وعده این خانه مده  

نوشته شده در 1387,11,24ساعت 02:56 ب.ظ توسط یاسمن نظرات (2)


Design By : Pichak