X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی






















ناله های بیصدا

در این وبلاگ برای هیچکس نمی نویسم برای دل خود می نویسم شاید گره از بغضش بگشایم

 من امروز آمدن بهار را در قهقهه شادمانه دخترک کوچک و غمگین کلاسم دیدم. شادی آمدن بهار را در چشمان پرغرور پسرک کوچک کلاسم دیدم. و با خود گفتم بهار بهار است و طراوتش را سخاوتمندانه بر همه میبخشد . 

دلم نمی آید بگویم که این روزها قشنگ نیستند به این دلیل که بسیاری دغدغه نداشتنها را دارند وقتی می بینیم همینها هم به روی بهار دارند لبخند میزنند و خانه تکانی میکنند باورم میشود که بهار با همه کمی ها و کاستیهایش زیباست  حتی برای آنهائی  که سرمای زمستان زندگی برگهای سبزشان  را ریخته . توی دل همینها هم امید  درحال جوانه زدن است و آنها هم به نوعی منتظر بهار هستند. چه خوب است  حالا که به فکر خانه تکانی افتاده ایم به فکر لباس نو افتاده ایم همه چیز چه بخواهیم و چه نخواهیم یک جورای دیگری است بیائیم و دلهایمان را هم خانه تکانی کنیم . غبارها را از رویش پاک کنیم . سبزه امید در او سبز کنیم به یاد سبزیها و طراوتی که شاید از یادش رفته بود. سیب سرخ زندگی را در سفره اش بگذاریم به یاد روزهائی که سرشار از زندگی بود و بگذاریم ماهی بازیگوش  سرزندگی و امید در جلوی آئینه دلمان به یاد تحویل و تحول بچرخد و حرکت را به یادمان بیاورد. دلمان را از غبار علایقی که فقط  او را مکدر ساخته اند پاک کنیم و فقط به خودمان فکر نکنیم . بیائیم باهم به بهار خوشامد بگوئیم . در خانه دلهایمان گلهای زرد و سرخ و بنقش دوستی بکاریم . بیائیم یکدیگر را دوست بداریم و به بهار خوشامد بگوئیم.  

نوشته شده در 1387,12,18ساعت 10:51 ب.ظ توسط یاسمن نظرات (3)


Design By : Pichak