X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی






















ناله های بیصدا

در این وبلاگ برای هیچکس نمی نویسم برای دل خود می نویسم شاید گره از بغضش بگشایم

سالها پیش دلم را در جایی گم کردم . خیلی به دنبالش گشتم ...گشتم و گشتم ... روزی که آن را پیدا کردم هزاران تکه شده بود. تکه هایش را مثل یک پازل سرهم کردم ... آن هم طی سالهای سال ...  تکه ای بنده ای شده بود عاشق خالقش ...تکه ای فرزندی بود خدمتگزار مادر... تکه ای خواهری شد دلسوز برادر.... تکه ای خواهری شد غمخوار خواهر... تکه ای فرزندی شد سوگوار پدر... تکه ای همدلی شد همراه همسر... تکه ای مادری شد  شیفته و نگهبان فرزند... تکه ای دوستی شد سنگ صبور دوست... تکه ای تکیده شد در غم هم نوع  .... خلاصه هر تکه اش هویتی پیدا کرد برای دیگری...  و هر تکه  نیز خود شکسته و به هم وصل شده بود .پس چرا وقتی آنها را سرهم میکنم جای تکه هایی از آن خالیست ... چرا تکه ای از آن مال خودم نیست و هرچه میگردم پیدایش نمیکنم. کجا بجویمش ... چگونه بجویمش... من که همیشه نهایت تلاشم را میکنم تا دل کسی را نشکنم پس چرا دلم را میشکنندو تکه هایش را گم میکنند؟ ...آیا عیب از دل شیشه ای من است یا سنگ دیگران ... نمیدانم ... چه کسی میداند تکه های گمشده  دل من کجاست ؟

نوشته شده در 1390,12,04ساعت 05:47 ب.ظ توسط یاسمن نظرات (1)


Design By : Pichak